درباره نویسنده
سید محمد صالح عامری
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سید محمد صالح عامری
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • درگاه رسیدن به دوست
  • آنچه دوستی می‌آورد
  • لطف رفیق
  • قرار با رفیق
  • نامردی در حق رفیق
  • نقش معاشران و دوستان
  • آداب رفاقت
  • محبت برای کی؟
  • حق همنشین و رفیق در رساله حقوق امام سحاد (ع)
  • عوامل بر هم زننده دوستی
  • حدود دوستی
  • حق همنشین
  • رفیق کیست ؟
  • نامه 31 نهج البلاغه
  • درآمدی بر وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • رفیق کیست؟ (۳)
  • حق رفیق (۳)
  • نقش رفیق (۱)
  • لطف رفیق (۱)
  • عوامل نگه دارنده رفاقت (۱)
  • عوامل بر هم زننده دوستی (۱)
  • حق همنشین (۱)
  • محبت (۱)
  • نامه 31 نهج البلاغه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
دوستان من
  • نظر سید محمد رضا بخارایی
  • وبلاگ یکی از دوقلو ها
  • وبلاگ دوزه 16 مفید 2
  • هیئت الزهرا
  • هیئت هادیون
  • حیرانی هادی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



رفیقانه
آداب رفاقت
نویسنده: سید محمد صالح عامری - ۱۳٩٠/۱۱/٢۱

باسمه تعالی

سلام

این بار مطلبی را از منبعی پیدا کردم که با مطالب گذشته خیلی تناسب دارد. باشد که مورد رضای او قرار گیرد.

آداب رفاقت

گنجینه - مرداد 1380، شماره 6

 

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 41

دوستی للّه

با هر که اراده ی رفاقت داری باید اغراض دنیویه از رفاقت او نداشته باشی، زیرا که مأیوس خواهی بود. بلکه دوستی تو با او للّه و فی اللّه باشد و اخبار اهل البیت در مدح این گونه دوستی متواتر معنوی است، پس بعد از تحقق این غرض آن وقت باید اموری چند هم در آن طرف مقابل ملحوظ باشد، چه این که هر کسی صلاحیت اخوت فی اللّه را ندارد و باید جامع صفات چندی اقلاًّ باشد و لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: آدمی بر دین دوست خود است؛ پس هر کس از شما باید بنگرد که با چه کسی دوستی می کند.

صفات دوست

اول: باید عاقل باشد، یعی هر کاری را عَلی ماهُوَ عَلیه بداند ولو به یاد گرفتن از غیر باشد؛ زیرا که خیری در صحبت احمق نیست، از بدیهیات اولیه است که احمق می خواهد خیری به تو برساند، ضرر می رساند، چه دینی و چه دنیوی، از روی بی شعوری و خیرخواهی به اعتقاد خودش.

دوم: این که حسن خلق داشته باشد، مطلق عاقل بودن کافی نیست زیرا که بسی عاقل و زیرک است که یک از دو قوه ی شهویه و غضبیه بر او غالب آمده، از این جهت بر خلاف مدرکات عقل خود می افتد [بدون توجه و بدون این که خود بداند] مفاسد عظیمه بر او بار خواهد شد.

سوم: این که از اهل صلاح و تقوی باشد، زیرا که فاسق بعد از آن که از مخالفت پروردگار خود جل و علا پروا نداشته باشد، از مخالفت تو پروا ندارد و او دائر مدار هوای خودش است به حسب اختلاف اغراض هر ساعتی متلوّن [تغییر رنگ یافته] به لونی است. شاهد بر اصل مدعا آیه ی شریفه: «پس روی بتاب از کسی که از یاد ما روی گرداند و جز زندگی دنیا نخواست» است؛ مفاسد دیگر هم دارد، من جمله این است که معاشرت اهل فسق معاصی را در نظر شخص، مرهون می گرداند.

چهارم: اهل بدعت نباشد، چه این که علاوه بر خوف سرایت از او یا شمول عذاب و لعنت بر این شخص در روایت است: «مصاحبت و مجالست با اهل بدعت نکنید، تا پیش خدای عزّوجل شما هم یکی از آن ها باشید».

پنجم: این که باید حریص بر دنیا نباشد. همانا هم نشینی با چنین کسی به منزله ی زهری کشنده است [ممکن است [بر تو هم سرایت نماید به سبب دزدی طبیعت.

حقوق دوست

باری اگر رفیقی متصف به صفات حمیده پیدا کردی باید قدر او را بدانی و او را به آسانی از دست ندهی، مراعات حقوق او را بنمایی، بر تو چند قسم حق پیدا خواهد کرد.

حق مالی: باید بذل مال در حق او بکنی، لیکن مراتب دارد، پست ترین مراتب آن، آن است که او را به منزله ی خادم و عبد خود قرار بدهی، اگر حاجتی به مال تو به هم بست، آن را روا کنی، پیش از آن که او خواهش کند و اگرگذاری که کار به سؤال رسید، تقصیر کرده ای.

مرتبه دوم آن است که او را به منزله ی نفس خود فرض کنی که شریک در مال تو باشد بالسویه [به طور مساوی[مرتبه سوم آن است که مال را ایثار کنی؛ اگر چه خودت محتاج باشی.

مرتبه ی بالاتر از این ایثار در نفس است ؛ کما این که علی علیه السلام در لیلة المبیت، ایثار نمود. دست هر کس به دامن مرتبه ی چهارم نرسد، لیکن از بذل مال نباید کوتاهی نماید که در شرع مطهر به غایت مطلوب است، «همانا بیست درهم که در راه خدا به برادر خویش عطا کنم، نزد من از صد درهم که بر مساکین صدقه دهم دوست داشتنی تر است».

حق دوست نسبت به زبان

حقی است او را به خصوص نسبت به زبانت و این هم چند قسم است: اول این که ساکت باشی از معایب او چه در حضور او، چه در غیاب او بل باید تجاهل کنی، اگر خواسته باشی آن شخص دارای آن صفت نباشد باید به طریق رأفت و مهربانی نرم نرم به خورد او بدهی؛ بلکه قهرا از سرش بیرون برود و همچنین از کشف اسرار او حتی برای نزدیک ترین دوستان خود. باید راز او را در قلب خود نگهداری؛ زیرا که اظهار آن از پلیدی های طبیعت و خبث [زشتی[باطن است، بلکه از جهل و حماقت است. علی علیه السلام فرموده اند: «قلب شخص نادان در دهان اوست و زبان شخص خردمند در قلب وی است».

پس حفظ اسرار چه مال غیر باشد، چه مال خودش از الزام لزومات است، این بابی است در اخلاق که حِکَم و مصالح زیاد دارد که این اوراق گنجایش آن ها را ندارد و همچنین ساکت باید باشد از قدح [نکوهش] در اهل و اولاد او و اصدقای او بلکه از خودش نگوید ،سهل است، از دیگران هم نباید نقل نماید، چه این که تأَذّی اولاً از این حاصل گردد بعد از منقول عنه؛ به خلاف مدح منقول از غیر. حاصل باید ساکت باشد از هر مکروهی از طبع او مگر از شرع مطهر امر به اظهار داشته باشد؛ در این هنگام بدش هم بباید ضرر ندارد، چه در واقع احسان است. بالجمله شخص باید عیبجو و عیبگو نباشد، که این صفت فی حدّ نفسه از صفات مهلکه است و چیزی که انسان را آرام می کند از عیب جویی دیگری، آن است که معایب خود را ملتفت [آگاه] باشد.

نظرات ()



حدود دوستی
نویسنده: سید محمد صالح عامری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٤

باسمه تعالی

سلام ؛

امیدوارم عزاداری همه رفقا قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشه.

فکر کنم تا موقعی که حدود دوستی رو نشناسیم نمی تونیم رفاقت خوبی داشته باشیم. برای همین از بزرگان دینمون کمک گرفتم تا دستمون رو بگیرند و راهنماییمون کنند:

حدود دوستی :

امام علی (ع):

دوست راستین کسی است که تو را در برطرف کردن عیب هایت راهنمایی کند، در غیابت هوای تو را داشته باشد و تو را برخودش ترجیح دهد. (منتخب میزان الحکمه – حدیث 3509)

امام صادق(ع):

دوستی مرزهایی دارد که هر کسی همه یا برخی از آن ها را داشته باشد، دوست است و گر نه او را اصلا دوست مشمار:

نخست این که ظاهر و باطنش با تو یکی باشد؛

دوم این که آبروی تو را آبروی خودش داند و عیب و بی آبرویی تو را عیب و بی آبروی خودش؛

سوم این که مال و منصب تو را نسیت به تو عوض نکند؛

چهارم این که هر کمکی از دستش بر می آید از تو دریغ نکند

و پنجم ،که در بردارنده همه خصلت هاست، این که در هنگام گرفتاری ها او را تنها نگذارد. (منتخب میزان الحکمه – حدیث 3511)

 

نظرات ()



رفیق کیست ؟
نویسنده: سید محمد صالح عامری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٢

باسمه تعالی

سلام؛

ضمن عرض تسلیت  فرا رسیدن اربعین حسینی ، یک سری حدیث پیرامون رفاقت پیدا کردم که گذاشتن آن را خالی از لطف ندیدم

امام حسین(ع) می فرمایند :

 

کسی که تو را دوست دارد ، تو را از فعل زشت نهی می کند ،

و کسی که دشمن تو می باشد تو را نسبت به فعل زشت تشویق می کند

 

امیرمؤمنان على (ع) فرمود :

رفیق را از این رو رفیق گویند که تو را بر آن چه که صلاح دینت است ، همیارى مى کند ،

پس کسى که تو را بر آن چه که صلاح دین تو است یارى کند، او رفیق واقعى تو است .

 

 

نظرات ()