رفیقانه
۱۳٩٠/۱۱/٢۱ :: ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ

باسمه تعالی

سلام

این بار مطلبی را از منبعی پیدا کردم که با مطالب گذشته خیلی تناسب دارد. باشد که مورد رضای او قرار گیرد.

آداب رفاقت

گنجینه - مرداد 1380، شماره 6

 

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 41

دوستی للّه

با هر که اراده ی رفاقت داری باید اغراض دنیویه از رفاقت او نداشته باشی، زیرا که مأیوس خواهی بود. بلکه دوستی تو با او للّه و فی اللّه باشد و اخبار اهل البیت در مدح این گونه دوستی متواتر معنوی است، پس بعد از تحقق این غرض آن وقت باید اموری چند هم در آن طرف مقابل ملحوظ باشد، چه این که هر کسی صلاحیت اخوت فی اللّه را ندارد و باید جامع صفات چندی اقلاًّ باشد و لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: آدمی بر دین دوست خود است؛ پس هر کس از شما باید بنگرد که با چه کسی دوستی می کند.

صفات دوست

اول: باید عاقل باشد، یعی هر کاری را عَلی ماهُوَ عَلیه بداند ولو به یاد گرفتن از غیر باشد؛ زیرا که خیری در صحبت احمق نیست، از بدیهیات اولیه است که احمق می خواهد خیری به تو برساند، ضرر می رساند، چه دینی و چه دنیوی، از روی بی شعوری و خیرخواهی به اعتقاد خودش.

دوم: این که حسن خلق داشته باشد، مطلق عاقل بودن کافی نیست زیرا که بسی عاقل و زیرک است که یک از دو قوه ی شهویه و غضبیه بر او غالب آمده، از این جهت بر خلاف مدرکات عقل خود می افتد [بدون توجه و بدون این که خود بداند] مفاسد عظیمه بر او بار خواهد شد.

سوم: این که از اهل صلاح و تقوی باشد، زیرا که فاسق بعد از آن که از مخالفت پروردگار خود جل و علا پروا نداشته باشد، از مخالفت تو پروا ندارد و او دائر مدار هوای خودش است به حسب اختلاف اغراض هر ساعتی متلوّن [تغییر رنگ یافته] به لونی است. شاهد بر اصل مدعا آیه ی شریفه: «پس روی بتاب از کسی که از یاد ما روی گرداند و جز زندگی دنیا نخواست» است؛ مفاسد دیگر هم دارد، من جمله این است که معاشرت اهل فسق معاصی را در نظر شخص، مرهون می گرداند.

چهارم: اهل بدعت نباشد، چه این که علاوه بر خوف سرایت از او یا شمول عذاب و لعنت بر این شخص در روایت است: «مصاحبت و مجالست با اهل بدعت نکنید، تا پیش خدای عزّوجل شما هم یکی از آن ها باشید».

پنجم: این که باید حریص بر دنیا نباشد. همانا هم نشینی با چنین کسی به منزله ی زهری کشنده است [ممکن است [بر تو هم سرایت نماید به سبب دزدی طبیعت.

حقوق دوست

باری اگر رفیقی متصف به صفات حمیده پیدا کردی باید قدر او را بدانی و او را به آسانی از دست ندهی، مراعات حقوق او را بنمایی، بر تو چند قسم حق پیدا خواهد کرد.

حق مالی: باید بذل مال در حق او بکنی، لیکن مراتب دارد، پست ترین مراتب آن، آن است که او را به منزله ی خادم و عبد خود قرار بدهی، اگر حاجتی به مال تو به هم بست، آن را روا کنی، پیش از آن که او خواهش کند و اگرگذاری که کار به سؤال رسید، تقصیر کرده ای.

مرتبه دوم آن است که او را به منزله ی نفس خود فرض کنی که شریک در مال تو باشد بالسویه [به طور مساوی[مرتبه سوم آن است که مال را ایثار کنی؛ اگر چه خودت محتاج باشی.

مرتبه ی بالاتر از این ایثار در نفس است ؛ کما این که علی علیه السلام در لیلة المبیت، ایثار نمود. دست هر کس به دامن مرتبه ی چهارم نرسد، لیکن از بذل مال نباید کوتاهی نماید که در شرع مطهر به غایت مطلوب است، «همانا بیست درهم که در راه خدا به برادر خویش عطا کنم، نزد من از صد درهم که بر مساکین صدقه دهم دوست داشتنی تر است».

حق دوست نسبت به زبان

حقی است او را به خصوص نسبت به زبانت و این هم چند قسم است: اول این که ساکت باشی از معایب او چه در حضور او، چه در غیاب او بل باید تجاهل کنی، اگر خواسته باشی آن شخص دارای آن صفت نباشد باید به طریق رأفت و مهربانی نرم نرم به خورد او بدهی؛ بلکه قهرا از سرش بیرون برود و همچنین از کشف اسرار او حتی برای نزدیک ترین دوستان خود. باید راز او را در قلب خود نگهداری؛ زیرا که اظهار آن از پلیدی های طبیعت و خبث [زشتی[باطن است، بلکه از جهل و حماقت است. علی علیه السلام فرموده اند: «قلب شخص نادان در دهان اوست و زبان شخص خردمند در قلب وی است».

پس حفظ اسرار چه مال غیر باشد، چه مال خودش از الزام لزومات است، این بابی است در اخلاق که حِکَم و مصالح زیاد دارد که این اوراق گنجایش آن ها را ندارد و همچنین ساکت باید باشد از قدح [نکوهش] در اهل و اولاد او و اصدقای او بلکه از خودش نگوید ،سهل است، از دیگران هم نباید نقل نماید، چه این که تأَذّی اولاً از این حاصل گردد بعد از منقول عنه؛ به خلاف مدح منقول از غیر. حاصل باید ساکت باشد از هر مکروهی از طبع او مگر از شرع مطهر امر به اظهار داشته باشد؛ در این هنگام بدش هم بباید ضرر ندارد، چه در واقع احسان است. بالجمله شخص باید عیبجو و عیبگو نباشد، که این صفت فی حدّ نفسه از صفات مهلکه است و چیزی که انسان را آرام می کند از عیب جویی دیگری، آن است که معایب خود را ملتفت [آگاه] باشد.



موضوع مطلب : حق رفیق / رفیق کیست؟
۱۳٩٠/۱۱/۳ :: ٦:٥٥ ‎ب.ظ

باسمه تعالی

سلام؛

فرا رسیدن ایام شهادت آقا علی ابن موسی الرضا رو تسلیت می گم

احتمالا این جزو آخرین پست هام قبل از سفر باشه. اگه زنده بودم ان شاء الله بازهم این مسیر رو ادامه می دم و بسیار منتظر کمک شما عزیزانم. دست به دست هم بدیم که یه کاری انجام بشود.

اما حرف این دفعه ام. این بار یه حرف دله:

محبت باید برای خدا باشه. حتی برای دل خودت هم نباشه.

اگه این محبت برای خدا باشه، اگه  قدر هم نبینی باز عمل می کنی. اگه ناسپاسی هم ببینی باز عمل می کنی.

اونایی که وسط رفاقت کم می آرند برای اینه که برای خدا رفاقت نکردند.

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در نهایت از همه بزرگواران و عزیزان التماس دعا دارم. تعجب نداره که. دعا کنید که ....



موضوع مطلب : محبت

باسمه تعالی

سلام؛

فرارسیدن 28 صفر و 30 صفر را به شما تسلیت عرض می کنم. بخشهایی از رساله حقوق امام سجاد در مورد حق همنشین و رفیق را انتخاب کردم. امیدوارم که مقبول حضرتش واقع شود.

در ضمن از همه رفقا التماس شدید دعا دارم. اوضاعم به شدتت به هم ریخته. خواهشا ...

حق همنشین و رفیق در رساله حقوق امام سجاد (ع)

 

وَ أَمّا حَقّ الصّاحِبِ فَأَنْ تَصْحَبَهُ بِالْفَضْلِ مَا وَجَدْتَ إِلَیْهِسَــــبِیلًا وَ إِلّا فَلَا أَقَلّ مِنَ

 الْإِنْصَافِ وَ أَنْ تُکْرِمَهُ کَمَایُکْرِمُکَ وَ تَحْفَظَهُ کَمَا یَحْفَظُکَ وَ لَا یَسْبِقَـــکَ فِیمَا بَیْنَکَ

 وَبَیْنَهُ إِلَى مَکْرُمَةٍ فَإِنْ سَبَقَکَ کَافَأْتَهُ وَ لَا تُقَصّرَ بِهِ عَمّایَسْتَحِـــــــقّ مِنَ الْمَوَدّةِ

 تُلْزِمُ نَفْسَکَ‏ نَصِیحَتَهُ وَ حِیَاطَتَهُ وَمُعَاضَدَتَهُ عَلَى طَاعَةِ رَبّهِ وَ مَعُونَتَهُ عَلَــــــــى

 نَفْسِهِ فِیمَا لَایَهُمّ بِهِ مِنْ مَعْصِیَةِ رَبّهِ ثُمّ تَکُونُ عَلَیْهِ رَحْمَةً وَ لَا تَکُونُعَلَیْهِ عَذَاباً وَ

 لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ

حق رفیق:

و اما حق هم صحبت این است که چندان که راهى مى‏یابى و توانى با احسان با او هم صحبتى کنى وگرنه دست کم به انصاف با او رفتار کنى و او را به اندازه‏اى که گرامى‏ات مى‏دارد، ارجمند شمارى و همان گونه که تو را نگه مى‏دارد نگاهش دارى، و در هیچ گرامی داشتى در میانه شما بر تو پیشى نجوید و اگر پیشدستى کرد، جبرانش کنى و تا آنجا که شایستگى دارد در دوستى او کوتاهى نورزى. خود را بر آن دارى که خیرخواه و نگهدار و یاور او در فرمانبردارى پروردگارش، و کمک او به خویشتن در اینکه نافرمانى پروردگارش نکند، باشى. سپس (باید بر او) رحمتى باشى نه زحمتى. و (لا قوة الا بالله ) و نیرویى نیست جز به خدا

وَ أَمّا حَقّ الْجَلِیسِ فَأَنْ تُلِینَ لَهُ کَنَفَکَ وَ تُطِیبَ لَهُجَانِبَکَ وَ تُنْصِــــفَهُ فِی مُجَارَاةِ

اللّفْظِ وَ لَا تُغْرِقَ فِی نَزْعِاللّحْظِ إِذَا لَحَظْتَ وَ تَقْصِدَ فِی اللّفْظِ إِلَى إِفْهَـــــــــامِهِ

إِذَالَفَظْتَ وَ إِنْ کُنْتَ الْجَلِیسَ إِلَیْهِ کُنْتَ فِی الْقِیَامِ عَنْهُبِالْخِیَارِ وَ إِنْ کَانَ الْجَالِسَ

 إِلَیْکَ کَانَ بِالْخِیَارِ وَ لَا تَقُومَإِلّا بِإِذْنِهِ وَ لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ.

حق همنشین:
و اما حق همنشین تو اینست که با او نرم خو باشى. و در سخن گفتن با وى به راه انصاف روى و از آنجا که نشسته اى جز با رخصت او برنخیزى. - و آنکه نزد تو نشیند تواند که بى رخصت تو برخیزد - و لغزش او را فراموش کنى. و خوبى‌هاى او را حفظ کنى و جز سخن نیک به گوش او نگویى.

 



موضوع مطلب : حق همنشین / حق رفیق

باسمه تعالی

سلام ؛

فکر کنم خیلی مبتلاء به مون باشه. البته امیدوارم دچارش نشیم

امام علی (ع):

هر گاه مرد برادر خود را ناراحت(یا خجالت زده) کند، او را از دست بدهد. (منتخب میزان الحکمه – حدیث 3502)



موضوع مطلب : عوامل بر هم زننده دوستی
۱۳٩٠/۱٠/٢٤ :: ٩:٢٦ ‎ب.ظ

باسمه تعالی

سلام ؛

امیدوارم عزاداری همه رفقا قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشه.

فکر کنم تا موقعی که حدود دوستی رو نشناسیم نمی تونیم رفاقت خوبی داشته باشیم. برای همین از بزرگان دینمون کمک گرفتم تا دستمون رو بگیرند و راهنماییمون کنند:

حدود دوستی :

امام علی (ع):

دوست راستین کسی است که تو را در برطرف کردن عیب هایت راهنمایی کند، در غیابت هوای تو را داشته باشد و تو را برخودش ترجیح دهد. (منتخب میزان الحکمه – حدیث 3509)

امام صادق(ع):

دوستی مرزهایی دارد که هر کسی همه یا برخی از آن ها را داشته باشد، دوست است و گر نه او را اصلا دوست مشمار:

نخست این که ظاهر و باطنش با تو یکی باشد؛

دوم این که آبروی تو را آبروی خودش داند و عیب و بی آبرویی تو را عیب و بی آبروی خودش؛

سوم این که مال و منصب تو را نسیت به تو عوض نکند؛

چهارم این که هر کمکی از دستش بر می آید از تو دریغ نکند

و پنجم ،که در بردارنده همه خصلت هاست، این که در هنگام گرفتاری ها او را تنها نگذارد. (منتخب میزان الحکمه – حدیث 3511)

 



موضوع مطلب : رفیق کیست؟
۱۳٩٠/۱٠/٢۳ :: ٧:٤٤ ‎ب.ظ

باسمه تعالی

سلام؛

فرا رسیدن اربعین حسینی بر شما تسلیت باد. برخی از احادیث متناسب با موضوع رو ارائه می کنم. باشد که مورد رضای او باشد

حق همنشین

امام سجاد (ع):

حق همنشین این است که با او به فضل و انصاف رفتار کنی . اندازه ای که احترامت می کند، احترامش کنی. اجازه ندهی در هیچ بخششی پیش دستی کند و اگر پیش دستی کرد جبران کنی، همان قدر که دوستت دارد دوستش داشته بداری، اگر تصمیم به گناهی گرفت او را از آن باز داری، برای او مایه رحمت و مهر باش و باعث عذاب او مباش. (منتخب میزان الحکمه – حدیث 3515)

 

امام صادق(ع):

هیچ کس را دوست خود مخوان مگر ـنه که در سه چیز او را بیازمایی: او زا به خشم آوری و ببینی که آیا این خشم او را از حق به باطل می کشاند؛ در درهم و دینار و در سفر کردن با او (منتخب میزان الحکمه – حدیث 3492)

 

پیامبر اعظم (ص):

أفضل الأصحاب من إذا ذکرت أعانک و إذا نسیت ذکرک. (نهج الفصاحه – حدیث 384)

بهترین دوستان کسى است که وقتى یاد کردى ترا یارى کند و و وقتى فراموش کردى ترا بیاد آرد.

 

 پیامبر اعظم (ص):

خیر الأصحاب صاحب إذا ذکرت اللَّه أعانک و إذا نسیت ذکّرک. (نهج الفصاحه – حدیث 1479)

بهترین یاران کسى است که وقتى خدا را یاد کردى ترا کمک کند وقتى یاد خدا را فراموشى کردى او را بیاد تو آورد.

 

 پیامبر اعظم (ص):

خیر الأصحاب عند اللَّه خیرهم لصاحبه و خیر الجیران عند اللَّه خیرهم لجاره. (نهج الفصاحه – حدیث 1480)

بهترین رفیقان پیش خدا کسیست که براى رفیق خود بهتر باشد و بهترین همسایگان کسى است که براى همسایه خود بهتر باشد.

 

 پیامبر اعظم (ص):

إذا أحبّ أحدکم أخاه فلیعلمه فإنّه أبقى فی الالفة و أثبت فی المودّة. (نهج الفصاحه – حدیث 140)

وقتى کسى آشناى خود را دوست دارد بدو خبر دهد که این کار موجب بقاى الفت و دوام مودت است.



موضوع مطلب :
۱۳٩٠/۱٠/٢٢ :: ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ

باسمه تعالی

سلام؛

ضمن عرض تسلیت  فرا رسیدن اربعین حسینی ، یک سری حدیث پیرامون رفاقت پیدا کردم که گذاشتن آن را خالی از لطف ندیدم

امام حسین(ع) می فرمایند :

 

کسی که تو را دوست دارد ، تو را از فعل زشت نهی می کند ،

و کسی که دشمن تو می باشد تو را نسبت به فعل زشت تشویق می کند

 

امیرمؤمنان على (ع) فرمود :

رفیق را از این رو رفیق گویند که تو را بر آن چه که صلاح دینت است ، همیارى مى کند ،

پس کسى که تو را بر آن چه که صلاح دین تو است یارى کند، او رفیق واقعى تو است .

 

 



موضوع مطلب : رفیق کیست؟

باسمه تعالی

سلام

این هم اولین راهنمایی از پدرمون:


احْمِلْ نَفْسَکَ مِنْ أَخِیکَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ وَ عِــنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اللَّطَفِ وَ الْمُقَارَبَةِ وَ

 عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَـــى الدُّنُوِّ وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اللِّینِ وَ عِنْدَ جُرْمِهِ

 عَلَى الْعُذْرِ حَتَّى کَأَنَّکَ لَهُ عَبْدٌ وَ کَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَیْکَ وَ إِیَّــــاکَ أَنْ تَضَعَ ذَلِــــــکَ فِی غَیْرِ

 مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیْرِ أَهْلِهِ لَا تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِکَ صَدِیقاً فَتُعَادِیَ صَدِیقَــــکَ وَ امْحَضْ

 أَخَاکَ النَّصِیحَةَ حَسَنَةً کَانَتْ أَوْ قَبِیحَةً وَ تَجَرَّعِ الْغَیْظَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً

 وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَکَ فَإِنَّهُ یُوشِکُ أَنْ یَلِینَ لَکَ وَ خُذْ عَلَى عَدُوِّکَ بِالْفَضْلِ فَإِنَّهُ

 [أَحَدُ أَحْلَى الظَّفَرَیْنِ وَ إِنْ أَرَدْتَ قَطِیعَةَ أَخِیکَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِکَ بَقِیَّةً یَرْجِعُ إِلَیْهَا إِنْ

 بَدَا لَهُ ذَلِکَ یَوْماً مَا وَ مَنْ ظَنَّ بِکَ خَیْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ وَ لَا تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیکَ اتِّکَالًا عَلَى مَا

 بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَکَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ وَ لَا یَکُنْ أَهْلُکَ أَشْقَى الْخَــــلْقِ بِکَ وَ لَا

 تَرْغَبَنَّ فِیمَنْ زَهِدَ عَنْکَ وَ لَا یَکُونَنَّ أَخُـــوکَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِکَ مِنْکَ عَلَــــى صِلَتِهِ وَ لَا

 تَکُونَنَّ عَلَى الْإِسَاءَةِ أَقْوَى مِنْکَ عَلَى الْإِحْسَآآانِ وَ لَا یَکْبُرَنَّ عَلَیْکَ‏ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَکَ فَإِنَّهُ

 یَسْعَى فِی مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِکَ وَ لَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّکَ أَنْ تَسُوءَه

چون برادر رشته‏ی مهرت برید                      تو بدو پیوند از راهی جدید

روی اگر تاباند، الفت بیش کن                      بخل اگر ورزد، سخای خویش کن

گر جدائی کرد تو نزدیک شو                         گر خشونت کرد، نرم و نیک شو

گر گناهی کرد عذرش را پذیر                        گوئیا تو بنده‏ای و او امیر

لیکن ای جان پدر بشنو سخن                      با بدان هرگز چنین نیکی مکن

با کسی که بددل و ناراستخوست                 این مدارا نیز، کاری نانکوست

دشمنان دوست را دشمن شمار                   ورنه هستی همچو دشمن، بهر یار

گر خوشایندست پندت یا که نیست                مخلصانه پند دادن، عاقلیست

جرعه جرعه خشم خود می‏بر فرو                 تا شود شیرین از آن کام و گلو

نیست پایانی گواراتر از آن                            که کنی خشم وجودت را نهان

گر درشتی کرد کس، تو نرم باش                   شاید او هم نرم گردد زین تلاش

فضل و بخشش بر عدوی بدمرام                    بر امید دوستی، به، ز انتقام

از برادر گر بخواهی شد جدا                          چاره‏ای دیگر نداری زین قضا

راه برگشتی بر او باقی گذار                         بلکه باز آید چو طی شد روزگار

گر کسی باشد بتو نیکوگمان                          راستی کن تا بیفزاید بر آن

چون کسی یار تو شد حقش مخور                  پرده‏ی کارش مدر، نانش مبر

دست یاری دیگر از آن کس مخواه                   که نمودی حق او، روزی تباه

الحذر زانکه کنی کاری خطا                           که کند بدبخت، یاران ترا

دل مده در دست دلداری گرو                         کو نباشد هیچگه خواهان تو

هان مبادا تا دهی آزار دوست                        یا که کوتاهی کنی در کار دوست

عذر او باشد برای افتراق                              از تو محکمتر برای اتفاق

یا اگر در حق تو بد هم نمود                          مردمان گویند حق با او ببود

کس اگر بر تو کند ظلمی روا                         خرد بین در چشم خود، آن ظلم را

در حقیقت خویشتن بیند زیان                        نفع تو افزون کند در آن جهان

بدمکن با هر کسی شادت نمود                     از بلائی سخت آزادت نمود







موضوع مطلب : نامه 31 نهج البلاغه
 
 
بالای صفحه